از ماجراجویی می ترسم و ترجیح می دهم در مسیری امن قدم بردارم.همرنگ جماعت شدن آن مسیر مطمئن است،اما با نیازهای درونی ام چکار کنم؟جستجوگر مسیری جذاب برای رسیدگی به نیازهای عمیق شما فراهم می کند
چه میشود که من و شمای نوعی سراغ مولانا میرویم و او در خلوتِ دل و جان ما قرار میگیرد و شاید در این میان افراد دیگری در لیست اولویتهای ما قرار نمیگیرند. این ارتباط چگونه شکل میگیرد و تا کجا پیش می رود؟
ما طوری زندگی می کنیم که انگار زندگی مان یک رمان است و اینکه نویسنده رمان در صفحه آخر به می گوید موضوع آن چه بوده، پس بی اراده از صفحه ای به صفحه دیگر می رویم، اما با بودن مان قرار است چه چیزی به جهان اضافه کنیم؟
همه ما از دنیا وکسانی که به آن ها اعتماد کردیم،زخم خوردیم.اگرکسی خیانت ببیند اعتماد برایش سخت شده یا این الگو را در دیگران تکرار میکند.غم ازدست دادن هم نشان میدهد زندگی فقط رنج است،پس تکلیف چیست؟
مردان مسن تر هم به لحاظ شغلی و یا ارتباطی برایم جذاب ترند و تفکر و سبک زندگی شان را بیشتر می پسندم. از طرفی ارتباط با زن ها برایم کسل کننده است و بعد از مدتی وقت گذراندن با آن ها کلافه می شوم. چرا این اتفاق می افتد؟
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد