یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
از چه چيزى به ندرت با ديگران حرف مىزنيد؟ چرا اينطور است؟ آيا خجالت مىكشيد؟ آيا مىخواهيد از كشمكش اجتناب كنيد؟ چه موقع احساس ناراحتى، نگرانى يا حساسيت بيش ازحد مىكنيد؟
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
ما در جهانی زندگی می کنیم که با دیگران در ارتباط هستیم و اغلب دچار درگیری هایی با آن ها هستیم. در این روابط اغلب متوجه می شویم که در مقایسه با ما ترجیحات بسیار متفاوتی دارند، پس در تضادها حق با چه کسی است؟
انکار با هر شدتی نمی تواند مانع تجربه از دست دادن شود. جایی میان بی قراری دل و تب و تاب ذهن، فرصتی است برای پذیرش فانی بودن همه چیز و پذیرفتن قدرت اندک مان برای کنترل کردن زندگی و اتفاقات آن.
پدرانی که به دلیل مسائل مالی، مأموریت شغلی، جدا شدن از همسر، اعتیاد و... در زندگی پسرانشان نیستند، باعث چه مسائلی در زندگی و آینده آن ها می شوند؟
همه ما بعد از سی سالگی متوجه می شویم برخی مسائل در زندگی ما دائم در حال تکرار شدن هستند. برای خروج از این مسائل تکراری چه باید کرد؟