طلاق عاطفی یک موهبت است. چون نشان می دهد نیمه اول ازدواج تمام شده و ما وارد نیمه دوم عمر خود و ازدواج مان شده ایم.
ترس و اضطراب بر بخشهای مهمی از زندگی ما سیطره دارد و موجب عقب ماندگی و رکود در زندگی ما میشود.یونگ با طرح موضوع عقده هم این مساله را ریشه یابی وهم ریشه آن را زده است.
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
در این قسمت میخواهیم بدانیم که در جلسات روان درمانی تحلیلی چطور میتوانیم به روان تحلیلگر اعتماد کنیم؟ آن کسی که میخواهد روان مرا تحلیل کند باید چگونه فردی باشد؟ و مسائل و مخاطراتی که در این مسیر منتظر روان درمانگر است، چیست؟
کسانی که درد عظیم از دست دادن عشق را تجربه کردند و عدم اطمینان، تمنا و ترس مرتبط با از دست دادن عشق را تجربه کردند، ممکن است دوباره جرأت نکنند ایمانشان به زندگی و تواناییشان در عشق ورزیدن را همچنان حفظ کنند.
از یاد بردن خاطرات تلخ گذشته توسط روانکاوان برجسته دنیا که در این متن از آن ها صحبت می کنیم، بدترین کار دنیاست.
درگذر دردناك زندگى،شايد هيچ تجربهاى تكرارىتر و ترسناکتر از مرگ و فقدان عزیزان نباشد.زندگی رفته رفته ما را با آن آشنا می کند تا در نهایت ما را در برابر فقدان های بزرگ آماده کند، اما آن زمان تاب رویارویی داریم؟