عقده بخشی از روان ماست که با یاد آوری تجربیات و خاطرات گذشته فعال شده و بار عاطفی خاصی را برای ما ایجاد می کند
توانایی جدا بودن، این امکان را به ما می دهد که وقتی در یک رابطه هستیم، همانی باشیم که هستیم. این بدین معناست که قادر باشیم آشکارا با شخص دیگر مخالفت کنیم. می توانیم بدون ترس از اینکه طرف مقابل رابطه را به هم بزند، عصبانیت مان را ابراز کنیم. این بدین معن...
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...
خیلی ساده است. موصوع بر می گردد به پدر غایب. پسرانی که حضور پدر در زندگی شان کمرنگ است یا اصلا نیست با مسائلی روبرو هستند و زندگی شان چهره قهرمان را به روی خود نمی بیند.
کسانی که درد عظیم از دست دادن عشق را تجربه کردند و عدم اطمینان، تمنا و ترس مرتبط با از دست دادن عشق را تجربه کردند، ممکن است دوباره جرأت نکنند ایمانشان به زندگی و تواناییشان در عشق ورزیدن را همچنان حفظ کنند.
همه ما از دنیا وکسانی که به آن ها اعتماد کردیم،زخم خوردیم.اگرکسی خیانت ببیند اعتماد برایش سخت شده یا این الگو را در دیگران تکرار میکند.غم ازدست دادن هم نشان میدهد زندگی فقط رنج است،پس تکلیف چیست؟
روانکاوان اعتقادات جالبی در مورد هدف داشتن در زندگی دارند. نگاهی که می تواند زندگی شما را زیر و رو کند.