در فرهنگ ما مرد بودن یعنی «نشان ندادن احساسات و هیجانات». مردانگی به این شکل یعنی گریه نکردن، گوش ندادن به خود، صحبت نکردن درباره احساسها و مانند زنان به نظر نرسیدن. پس بر سر آن بخش هایی از وجودمان که آن ها را از خود جدا ساختیم، چه می آید؟
از یاد بردن خاطرات تلخ گذشته توسط روانکاوان برجسته دنیا که در این متن از آن ها صحبت می کنیم، بدترین کار دنیاست.
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
عقده بخشی از روان ماست که با یاد آوری تجربیات و خاطرات گذشته فعال شده و بار عاطفی خاصی را برای ما ایجاد می کند
يونگ معتقد بود كه سايه، يك كهن الگو است. كهن الگوي سایه در همه انسان ها در طول تاريخ تكرار و تكرار خواهد شد
چه خوب است که آدم زنی را با گوشت و خون واقعی بیابد و آن را با زن ایده آلی که در ذهن دارد، اشتباه نگیرد! چون این زن کاملاً خصوصیات انسانی دارد. او شخصیت مجزای خودش را دارد، زنده است، قابل رویت است و می تواند دوست و یار مرد باشد.