چرا مراجع در طی یک روان درمانی خوب و موفق نمیخواهد مسائلش کشف شوند؟ چگونه خطای شناختی مراجع منجر به گمراهی او در تشخیص اهداف واقعی خواهد شد؟
از یاد بردن خاطرات تلخ گذشته توسط روانکاوان برجسته دنیا که در این متن از آن ها صحبت می کنیم، بدترین کار دنیاست.
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
عقده همان گره های درونی ماست. در درک عقده ها، درك نمادها و روابط نمادين اهمیت دارد. عقده، خودش را در تصاویر کلیدی - مثلاً در رؤیاها و خيال پردازی ها - نشان می دهد، در نتيجه مي توانيم به هيجانات مرتبط با آن کاملاً واقف شویم.
همه ما بعد از سی سالگی متوجه می شویم برخی مسائل در زندگی ما دائم در حال تکرار شدن هستند. برای خروج از این مسائل تکراری چه باید کرد؟