کسانی که درد عظیم از دست دادن عشق را تجربه کردند و عدم اطمینان، تمنا و ترس مرتبط با از دست دادن عشق را تجربه کردند، ممکن است دوباره جرأت نکنند ایمانشان به زندگی و تواناییشان در عشق ورزیدن را همچنان حفظ کنند.
عقده در نظریه یونگ معادل واژه گذشته است. همه ما در زندگی تاریخچه و گذشته ای داریم و از این رو بدون رودربایستی باید از این منظر همه ما عقده ای محسوب می شویم.حالا كه متوجه شديم همه ما از نظر يونگ عقده اي هستيم.
درونتان دائماً به شما میگوید که باید کاری که کنید تا معشوقتان به هر قیمتی برگردد، وگرنه شما خواهید مُرد. ممکن است چندین بار تلاش کنید دوباره به یار از دست رفتهتان برسید. حتی اگر در عمل کاری نکنید، ممکن است درباره آن خیالپردازی کنید. دوباره و ........
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...
انسانها هرگز نمیتوانند تفاوتهای شریک زندگی خود را دوست بدارند، مگر اینکه بدانند جای آن فرد بودن چه حسی دارد. وقتی طرفین متوجه ناراحتی خود میشوند و بی پرده از هم درخواست کمک میکنند، احتمال تولد دوباره رابطه وجود دارد.
اگر بعد از کسب موفقیت های زیاد، با دستاوردهایتان احساس پوچی و اندوه می کنید، اگر از زندگی خسته شدید و راضی نیستید، اما نمی دانید چرا ادامه می دهید، خصوصاً اگر خانم هستید، تا دیر نشده این مطلب را مطالعه کنید!
همه با جملاتی اینچنین آشنا هستید: یه دفه ورق برگشت!انگار طلسم شده بود!هر چه میزدم به در بسته میخورد!دهنم قُفل شده بود! زندگیش صدوهشتاد درجه چرخید! اصلاً مُدتیه یه جوری شده؛ داره گُه میزنه به زندگیش!اما پشت تمام این جملات چه رازی پنهان است؟