یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
عقده بخشی از روان ماست که با یاد آوری تجربیات و خاطرات گذشته فعال شده و بار عاطفی خاصی را برای ما ایجاد می کند
آرتمیس بخشی از شخصیت یک زن است که تمایل به طبیعت و حضور در آن دارد و اهل سفر اکتشافی است. زنانی جنگجو که در زندگی نیاز به حضور دائم مرد در کنارشان ندارند، می جنگند و زندگی را به پیش می برند، آرتميس هستند.
مردان مسن تر هم به لحاظ شغلی و یا ارتباطی برایم جذاب ترند و تفکر و سبک زندگی شان را بیشتر می پسندم. از طرفی ارتباط با زن ها برایم کسل کننده است و بعد از مدتی وقت گذراندن با آن ها کلافه می شوم. چرا این اتفاق می افتد؟
یونگ در عقده مادر می گوید تعقیب کردن آرامش در زندگی مترادف با حس نا آرامی همیشگی در زندگی است.
ترس و اضطراب بر بخشهای مهمی از زندگی ما سیطره دارد و موجب عقب ماندگی و رکود در زندگی ما میشود.یونگ با طرح موضوع عقده هم این مساله را ریشه یابی وهم ریشه آن را زده است.