عقده همان گره های درونی ماست. در درک عقده ها، درك نمادها و روابط نمادين اهمیت دارد. عقده، خودش را در تصاویر کلیدی - مثلاً در رؤیاها و خيال پردازی ها - نشان می دهد، در نتيجه مي توانيم به هيجانات مرتبط با آن کاملاً واقف شویم.
مردان مسن تر هم به لحاظ شغلی و یا ارتباطی برایم جذاب ترند و تفکر و سبک زندگی شان را بیشتر می پسندم. از طرفی ارتباط با زن ها برایم کسل کننده است و بعد از مدتی وقت گذراندن با آن ها کلافه می شوم. چرا این اتفاق می افتد؟
چرا عشق از بین رفتنی است؟ داشتن چه انتظاراتی از همسرمان اشتباه است ؟ چرا عاقبت عشقهای رمانتیک و دوست داشتن های آتشین به نتیجه نمی رسند؟
اگر فرض ما این باشد که ما دارای پیشینه ای فاخر و قابل ارجاع و اسناد هستیم، ولی مشخص می شود که برای حرکت به جلو و ایجاد اتفاقی جدید چندان توانمند در عرصه ظاهر نشده و نمی شویم چه نتیجه شناختی از این تعارض برای ما حاصل می شود؟
طلاق عاطفی یک موهبت است. چون نشان می دهد نیمه اول ازدواج تمام شده و ما وارد نیمه دوم عمر خود و ازدواج مان شده ایم.
از یاد بردن خاطرات تلخ گذشته توسط روانکاوان برجسته دنیا که در این متن از آن ها صحبت می کنیم، بدترین کار دنیاست.