خرید ارزی 021-88524100 هـــفت روز هفتـــه 10 صبـــح تا 6 عصـــر ورود ثبت نام
امروز ۲۳ مرداد ماه ۱۳۹۹ ساعت ۰۱:۰۵
بعد از او .... (کتاب / چاپی) 50,000 تومان
سفارش می دهم
بعد از او .... نویسنده : منصور یوسف زاده           ترجمه :
پیام

برای افزودن به لیست علاقه مندی ها ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.

بعد از او ....
بعد از او ....
نظر کاربران 5 از 5
اولین زمان ارسال شنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
تعداد سفارش
50,000 تومان
منصور یوسف زاده
منصور یوسف زاده نویسنده کتاب بعد از او ....

منصور یوسف زاده، دانش آموخته مکتب کارل گوستاو یونگ و متخصص در رشته ادبیات نمایشی، شعر و رمان است.

مقدمه کتاب بعد از او ....

امروز صبح مامور دادگاه زنگ آیفون را زد . گوشی را برداشتم ، خودش را معرفی کرد و مرا برای گرفتن احضاریه دادگاه طلاق به دم در فرا خواند . قلبم یکباره فرو ریخت . اولین چیزی که مرا وحشت زده کرد آن بود که نکند زنگ واحد همسایه را اشتباهی زده باشد ! به جای استفاده از آسانسور ، از پله ها تند تند پایین رفتم تا با کسی روبرو نشوم . در را باز کردم . جوانی حدود سی ساله ، نامه را از داخل کیفش درآورد و از من کارت شناسایی خواست . کارتم را به او نشان دادم ، عکس آن را با صورتم تطبیق داد ، آهی کشید و نامه را به من داد . در را بستم . کمرم را پشت در تکیه دادم که زمین نخورم . با آنکه چند هفته ای بود که در انتظار این اقدام حبیب بودم ، ولی تا این لحظه اصلا باور نمیکردم که قدمی برای جدایی بردارد ! نمی توانستم هیچ حرکتی انجام بدهم . حواسم پرت شده بود و فقط درد شدیدی را حس میکردم که وجودم را پاره پاره میکرد . درست مانند روزی که به خانه آمدم و با جسد بی‌جان پدرم روبرو شدم . همسایه ی واحد ، من خانم ارشادی ، با کالسکه از آسانسور خارج شد . داشت همه اش را برای صبحگاهی به پارک محله میبرد . با نگرانی پرسید::
“ طوری شده معصومه خانم “ !؟
لبخندی زدم . خودم را جمع و جور کردم و به سمت راه پله رفتم . گفتم :
“ پستچی کارت ملی منو اوورده بود “ .
خانم ارشادی ، ساکت و مبهوت ، به رفتن من نگاه میکرد .دوست نداشتم هیچکس از وضعیت من بویی ببرد ؛ از کجا معلوم که این قضیه ختم به خیر نشود !؟ وارد آپارتمان شدم . احضاریه را با عجله خواندم . از شدت خشم بغض کردم . چرا من زودتر از حبیب برای طلاق اقدام نکردم !؟ چرا اسم من به عنوان خوانده در ورقه نوشته شده است !؟

معرفی کتاب بعد از او ....

نویسنده در این رمان داستان زنی را روایت می کند که روزهای طلاق را تجربه می کند. زن در مواجه با احساس طردشدگی به شدت درهم می شکند، سختی ترک کردن عادت های زندگی مشترک او را دچار خودآزاری و احساس طردشدگی عمیش و حس بی ارزشی می کند. اما زن با تکیه بر انرژی خشم، به خودش کمک میکند تا از رنج جدایی و مرداب طردشدگی رهایی یابد. این رمان به خواننده کمک می کند، مراحل پس از هر نوع از دست دادن را، به کمک روش"آکرو" به تجربه ای رهایی بخش تبدیل کند.

مشخصات فیزیکی
وزن کتاب
293 گرم
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحات
250 صفحه
شابک
978-622-601481-6
مشخصات فنی
نویسنده
منصور یوسف زاده
مترجم
نوبت چاپ
1
نظرات کاربران 1 نظر ارائه شده است
حسن ارسال در تاریخ ۰۷ مرداد ماه ۱۳۹۹
ارسال پاسخ به حسن

اگه روایت یک مرد میبود بیشتر ارزش خوندن داشت...

ادمین سایت بنیاد فرهنگ زندگی

با سلام و عرض ادب
سپاس از همراهی و نظر شما...!

فرم ارسال دیدگاه
ارسال دیدگاه
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 13 تا 18 مشاوره برای انتخاب محصول
تماس با پشتیبانی بنیاد 021-88738180