مرداب روح

مرداب روح


اثری از: جیمز هالیس
شرح:
درباره کتاب: یونگ هدف زندگی را نه خوشبختی، بلکه "یافتن معنا" می داند. مقدر شده است که فقط از طریق رنج به خرد دست یابیم. رنج لازمه رشد و بلوغ روحی است. بسیاری از کج رفتاری ها نظیر افسردگی، خشم مزمن، اضطراب، ترس و... در حقیقت راه هایی هستند که برای فرار از رنج انتخاب کرده ایم. جیمز هالیس از این رنج ها با نام مرداب روح نام می برد. مرداب روح به تحقیق مرداب‌هایی پرداخته که تمام ما در آن ها دست و پا زده یا روزی در آن خواهیم افتاد. این اثر به جایگاه و نقش اثرگذار سختی ها در رشد روحی ما اشاره می نماید برای آنکه دقیقاً در مرداب‌های زندگیست که ما پرده از اهداف شأن و عمیق‌ترین معنای زندگی برمی‌داریم.

خیلی ها تا به الان به شما قول خوشبختی داده اند. شما هم مطمئناً تا اینجای زندگی که آمده اید، به حرف بسیاری از متخصصین گوش داده اید که اگر کارهایی که آنان توصیه کرده باشند را خوب انجام داده باشید، طبیعتاً باید الان خوشبخت ترین آدم روی کره زمین بودید.
واقعیت این است که قرار نیست ما در زندگی خوشبخت شویم و قصه چیز دیگری است.....مرداب روح قاعده­ های غلط ذهنی که در دنیا مرسوم شده و به شما امید واهی برای خوشبختی می دهد را می شکند.
زندگی قرار است روح و روان شما را آرام آرام وارد مرداب کند.
شما ناگزیر و ناخواسته وارد مرداب روح می شوید.
برنامه ریزی های شما هیچ تأثیری در این که شما وارد مرداب روح نشوید و زندگی را با خوشی به اتمام برسانید، ندارد. مسیر شما از این مرداب روح می گذرد.
وسواس، احساس گناه داشتن، اندوهگین شدن به خاطر از دست دادن­ هایی که در مسیر زندگی تجربه می­ کنیم، مورد خیانت واقع شدن، دچار شک شدن در مورد موضوعاتی که قبلاً با اعتقاد کامل نسبت به آن برخورد داشتیم، احساس تنهایی که می تواند در برخی مواقع بر ما مستولی شود، افسردگی، درماندگی، ناامیدی، وسواس، اعتیاد به هر چیزی از موادر مخدر گرفته تا اینترنت و هر چیزی که زندگی ما را درگیر خود می کند، خشم، ترس و اضطراب همه از مصادیق مرداب های روح هستند. شما با کتاب مرداب روح، میتوانید به راحتی راهکارهای لازم برای عبور از این مرداب ها را فرا بگیرید.به جای آنکه در مرداب روح بمانید و عمرتان بگذرد و در حسرت دیدن معنای زندگی با زندگی بدرود کنید، اکنون می توانید با این کتاب حظ کاملی از زندگی ببرید.

نکاتی مهم که با خواندن این کتاب با آن آشنا می شوید:

1. مهم ترین وظیفه پیوند میان دو نفر، محافظت از خلوت یکدیگر است.

2. آنچه در حیطه کنترل ما قرار دارد، شوقِ یافتنِ آنچه زندگی نکرده ایم، حتی در تلخ ترین ضربه هاست.

3. عاشق شدن از طریق همذات پنداری فرافکنانه اتفاق می افتد. آنچه احساس خوبی در حالت عاشقی ایجاد می کند، این است که دیگری برای یک لحظه قادر به بازگرداندن قطعه های گمشده ما می شود.

4. مسیر زندگی ما اغلب اندوه بار و نامعلوم، اکثر اوقات با روحیه ای سرشار از تاریکی ناشی از احساس گناه، اندوه، خیانت، شک، افسردگی، خشم و وحشت به سر می بریم.

5. پادتن ترس از دست دادن، رها کردن است. پادتن تنهایی در آغوش کشیدن تنهایی است. هرچه بیشتر جدایی را بپذیریم و با آن زندگی کنیم، رابطه بهتر خواهد شد. رابطه ها شکست می خورند، نه به دلیل عقده های شخصی، بلکه به این دلیل که ما از آن ها انتظار غیرممکن داریم. اغلب پشت پیمان ازدواج و رابطه عاطفی، این توهم وجود دارد که دیگری مشکل تنهایی ما را رفع خواهد کرد.

6. اکثر رابطه ها برای مدتی با شعار یکی شدن ادامه می یابند. به این ترتیب رشد دو نفر محدود می شود و زیر بار انتظارات غیرمنطقی می شکند. رابطه سالم فقط در صورتی ممکن است که شخص به عنوان یک فرد تنهای فردیت یافته سر میز رابطه بنشیند. یونگ درباره تنهایی می گوید: تنهایی الزاماً دشمن رابطه و دوستی نیست، زیرا هیچکس نسبت به دوستی و معاشرت حساس تر از انسان تنها نیست. دوستی در رابطه فقط زمانی شکوفا می شود که هر کس فردیت خود را به یاد آورد و خود را با دیگری یکی نپندارد.

متن کامل
مرداب روح
25,000 تومان
کد محصول:168
شرح:
درباره کتاب: یونگ هدف زندگی را نه خوشبختی، بلکه "یافتن معنا" می داند. مقدر شده است که فقط از طریق رنج به خرد دست یابیم. رنج لازمه رشد و بلوغ روحی است. بسیاری از کج رفتاری ها نظیر افسردگی، خشم مزمن، اضطراب، ترس و... در حقیقت راه هایی هستند که برای فرار از رنج انتخاب کرده ایم. جیمز هالیس از این رنج ها با نام مرداب روح نام می برد. مرداب روح به تحقیق مرداب‌هایی پرداخته که تمام ما در آن ها دست و پا زده یا روزی در آن خواهیم افتاد. این اثر به جایگاه و نقش اثرگذار سختی ها در رشد روحی ما اشاره می نماید برای آنکه دقیقاً در مرداب‌های زندگیست که ما پرده از اهداف شأن و عمیق‌ترین معنای زندگی برمی‌داریم.

خیلی ها تا به الان به شما قول خوشبختی داده اند. شما هم مطمئناً تا اینجای زندگی که آمده اید، به حرف بسیاری از متخصصین گوش داده اید که اگر کارهایی که آنان توصیه کرده باشند را خوب انجام داده باشید، طبیعتاً باید الان خوشبخت ترین آدم روی کره زمین بودید.
واقعیت این است که قرار نیست ما در زندگی خوشبخت شویم و قصه چیز دیگری است.....مرداب روح قاعده­ های غلط ذهنی که در دنیا مرسوم شده و به شما امید واهی برای خوشبختی می دهد را می شکند.
زندگی قرار است روح و روان شما را آرام آرام وارد مرداب کند.
شما ناگزیر و ناخواسته وارد مرداب روح می شوید.
برنامه ریزی های شما هیچ تأثیری در این که شما وارد مرداب روح نشوید و زندگی را با خوشی به اتمام برسانید، ندارد. مسیر شما از این مرداب روح می گذرد.
وسواس، احساس گناه داشتن، اندوهگین شدن به خاطر از دست دادن­ هایی که در مسیر زندگی تجربه می­ کنیم، مورد خیانت واقع شدن، دچار شک شدن در مورد موضوعاتی که قبلاً با اعتقاد کامل نسبت به آن برخورد داشتیم، احساس تنهایی که می تواند در برخی مواقع بر ما مستولی شود، افسردگی، درماندگی، ناامیدی، وسواس، اعتیاد به هر چیزی از موادر مخدر گرفته تا اینترنت و هر چیزی که زندگی ما را درگیر خود می کند، خشم، ترس و اضطراب همه از مصادیق مرداب های روح هستند. شما با کتاب مرداب روح، میتوانید به راحتی راهکارهای لازم برای عبور از این مرداب ها را فرا بگیرید.به جای آنکه در مرداب روح بمانید و عمرتان بگذرد و در حسرت دیدن معنای زندگی با زندگی بدرود کنید، اکنون می توانید با این کتاب حظ کاملی از زندگی ببرید.

نکاتی مهم که با خواندن این کتاب با آن آشنا می شوید:

1. مهم ترین وظیفه پیوند میان دو نفر، محافظت از خلوت یکدیگر است.

2. آنچه در حیطه کنترل ما قرار دارد، شوقِ یافتنِ آنچه زندگی نکرده ایم، حتی در تلخ ترین ضربه هاست.

3. عاشق شدن از طریق همذات پنداری فرافکنانه اتفاق می افتد. آنچه احساس خوبی در حالت عاشقی ایجاد می کند، این است که دیگری برای یک لحظه قادر به بازگرداندن قطعه های گمشده ما می شود.

4. مسیر زندگی ما اغلب اندوه بار و نامعلوم، اکثر اوقات با روحیه ای سرشار از تاریکی ناشی از احساس گناه، اندوه، خیانت، شک، افسردگی، خشم و وحشت به سر می بریم.

5. پادتن ترس از دست دادن، رها کردن است. پادتن تنهایی در آغوش کشیدن تنهایی است. هرچه بیشتر جدایی را بپذیریم و با آن زندگی کنیم، رابطه بهتر خواهد شد. رابطه ها شکست می خورند، نه به دلیل عقده های شخصی، بلکه به این دلیل که ما از آن ها انتظار غیرممکن داریم. اغلب پشت پیمان ازدواج و رابطه عاطفی، این توهم وجود دارد که دیگری مشکل تنهایی ما را رفع خواهد کرد.

6. اکثر رابطه ها برای مدتی با شعار یکی شدن ادامه می یابند. به این ترتیب رشد دو نفر محدود می شود و زیر بار انتظارات غیرمنطقی می شکند. رابطه سالم فقط در صورتی ممکن است که شخص به عنوان یک فرد تنهای فردیت یافته سر میز رابطه بنشیند. یونگ درباره تنهایی می گوید: تنهایی الزاماً دشمن رابطه و دوستی نیست، زیرا هیچکس نسبت به دوستی و معاشرت حساس تر از انسان تنها نیست. دوستی در رابطه فقط زمانی شکوفا می شود که هر کس فردیت خود را به یاد آورد و خود را با دیگری یکی نپندارد.

متن کامل