دسته بندی ۱۰ آبان ماه ۱۳۹۹ یازده گام شفا از خیانت دیدگی
افزایش سایز متن

آیا بعد از خیانت دیدن همه ی تقصیرها را به گردن طرف مقابل می اندازید؟ اساساً تعریف از خیانت چیست و واکنش ما در مقابل این اتفاق شاید ناگوار چه میتواند باشد؟آیا سهم خودمان را در این اتفاق می پذیریم؟

نظرات کاربران 2 نظر ارائه شده است
صبا ارسال در تاریخ ۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
ارسال پاسخ به صبا

دوست عزیز بازهم خواهی دید.خیانت کار باید بمونه تو لجن زاری که درست کرده و بوی تعفن بگیره .موضوع خیانت از چند وجه برپایه تنسانیت نیست.تعهد و در غ گفتن و بی مسئولیتی و و و.در آینده اگر به بچه ات بگی که باباش چیه و کیه که مجبور به طلاق شدی میپذیره.اون فقط ت۶دید میکنه آدم خائن بچه هم نگه نمیداره
بهعنوان شخصی که این جام رو نوشیده و بازهم نوشیده و بتزهم نوشیده میگم هرچی دیرتر بخوای بری زنجیر اسارتت محکمتر و محکمتر میشه.وقتی دیگه عصا از دستت افتاد میتونی بری ولی کجا میخوای بری چون نه اعتباری دتری پیش دوست و خامواده و هم الان نگران ندیدن پسرت هستی ولی اون موقع به فکر آبروش هستی جلوی سرو همسر و در ن۶ایت این مدل زندگی مطمئن باش که یک فرزند بیمار برات میزاره و بازهم ادامه کثافت کاریاشو میده.بهش بگو دوستم داری لعنتی اونوقتی که گرمای تنت با گرمای تن یک موجود کثیف عین خودت یکی شد من و بچه ام کجای این لذتهای نجس تو بودیم .اصلا یادمون بودی؟
نکن دوست من درسته تاریخ این پیام گذشته خیلی ولی نکن که هم خودت هم بچه ات بدجور آسیب میبینید و اون مردک هم راست راست راه میره و هر روز وجدانش خواب تر میره
کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ولی کسیو که خودشو زده به خواب محاله بتونی بیدارش کنی

بی نام ارسال در تاریخ ۰۶ آذر ماه ۱۳۹۹
ارسال پاسخ به بی نام

من چند بار خیانت دیدم اطرف همسرم ، دفعه اول با خودش صحبت کردم ، ازش خواستم عمیقا مشکلمون رو حل کنیم و اگر این مشکل حل نشدنیه از زندگی هم خارج بشیم ، گفت خیلی دوستم داره و هیچ مشکلی باهام نداره و تکرار نمیشه ! دفعه دوم خواستم که جدا شیم ولی وقتی اصرار به زندگیش رو دیدم ، ازش خواستم از مشاور زوج درمانی کمک بگیریم و چند وقتی پیش مشاور رفتیم وکماکان می گفت که دوستم داره و از زندگی عاطفی ، جنسی و خانوادگیمون راضیه ! دفعه سوم متوجه شدم که تمام مدتی که پیش مشاور میرفتیم با دوست دخترش در رابطه بود و هست ! حالا تصمیم به جدایی گرفتم ولی حاضر به جدایی نیست ! و میگه زندگی مون رو دوست داره و نمی خواد از دستش بده و همینطور پسرمون بچه طلاق بودن رو تجربه کنه !
من نقص های خودم رو توی رابطه می پذیرم و برای رفعشون شروع شون در تلاشم و ظلم هایی که بهم شده رو نمی تونم نادیده بگیرم و دیگه نمی تونم به این شخص اعتماد کنم ، قطعا می خوام از این رابطه خارج شم و به شدت بخاطر این تصمیمم اذیتم می کنه و با دور کردن پسرم ازم تهدیدم می کنه .

الین ارسال در تاریخ ۲۸ دی ماه ۱۴۰۴
ارسال پاسخ به الین

الان که ابن میخونم از صمیم قلب آرزو میکنم جرا شده باشی

فرم ارسال دیدگاه
ارسال دیدگاه