خرید ارزی 021-88524100 هـــفت روز هفتـــه 10 صبـــح تا 6 عصـــر ورود ثبت نام
امروز ۱۹ تیر ماه ۱۳۹۹ ساعت ۱۴:۰۴
طلای درون (کتاب / چاپی) موجود نیست
سفارش می دهم
طلای درون نویسنده : رابرت الکس جانسون           ترجمه : سیمین موحد
پیام

برای افزودن به لیست علاقه مندی ها ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.

طلای درون
طلای درون
طلای درون
طلای درون
نظر کاربران 5 از 5
اولین زمان ارسال شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۹
تعداد سفارش
موجود نیست
این کتاب برای چه افرادی مفید است؟
می توانید نسخه های دیگر این کتاب را مشاهده کنید
مقدمه کتاب طلای درون


هرکسی دارای طلای درونی است. این طلا خلق نمی‌شود بلکه در درون ما نهفته است تا کشف شود. هنگامی که از طلا به این صورت صحبت می‌کنم، متن صحبت و کلام من درباره خدا نیز هست. هر دوی این‌ها راه‌های بیان اسرار هستند. هنگامی که در زندگی چشم ما به روی فرصتی جدید باز می‌شود، اغلب برای اولین بار آن را در اشخاص دیگر می‌بینیم. در این هنگام، بخشی از وجود ما که تاکنون پنهان و مخفی بوده در حال بروز و ظهور است اما به‌صورت مستقیم از ناخودآگاه به آگاهی ما وارد نمی‌شود بلکه ازطریق میانجی یا میزبانی سفر می‌کند. هنگامی که ما طلای خود را بر کسی فرافکنی می‌کنیم، ناگهان مجذوب آن شخص می‌شویم. اولین اشاره ضمنی این امر، هنگامی است که شخص دیگر درنظر ما چنان برجسته و مهم به‌نظر می‌رسد که در تاریکی می‌درخشد. این نشانه‌ای قطعی است از این که چیزی در درون ما در حال تغییر است و ما در حال فرافکنی طلای درون خود به شخص دیگری هستیم. وقتی ما ویژگی‌هایی را که به شخص دیگر نسبت می‌دهیم می‌بینیم، در حقیقت عمق و محتوای درون خود را درمی‌یابیم. طلای ما ابتدا از ما به‌سوی آن‌ها می‌رود اما سرانجام به‌سوی ما بازمی‌گردد. فرافکنی طلای درون، بهترین فرصت را برای ارتقاء آگاهی در اختیار ما قرار می‌دهد.

معرفی کتاب طلای درون

محتوای این کتاب چیزی در حد معجزه است. همه ما بخش هایی از وجودمان را که همان اعتماد به نفس مان، قدرت مان و شهامت مان هست را به دیگران می دهیم تا برای ما نگه دارند و روزی که مورد احتیاج ما شد به ما برگردانند. مثلاً من اعتماد به نفس ام برای شروع یک تجارت تازه را اول به پدرم و بعد به صاحب کارم دادم. شما می توانید هیچ وقت این طلای وجودی تان را از دیگری پس نگیرید و این امر به مرور موجب بهم ریختگی شما خواهد شد. حالا با خواندن این کتاب جسارت پیدا می کنید اول بفهمید چه طلاهایی را دست چه کسانی دادید و بعد چگونگی پس گرفتن آن را آموزش می بینید.

مشخصات فیزیکی
وزن کتاب
86 گرم
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحات
56 صفحه
شابک
978-600-92251-6-3
مشخصات فنی
نویسنده
رابرت الکس جانسون
مترجم
سیمین موحد
نوبت چاپ
6
نظرات کاربران 54 نظر ارائه شده است
ناهید ارسال در تاریخ ۰۸ فروردین ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به ناهید

این کتاب برای من اینطور مفید بوده که وقتی از کسی خوشم اومد واله و شیدا و بی منطق نشم و توقعاتم رو از طرف مقابل پایین بیارم و به او همچون یک انسان نگاه کنم نه خدای خودم! از طرفی بعضی از ویژگیهای ذاتی و استعدادهایی که دارم اما بهشون توجهی نداشتم یا توسط جامعه سرکوب شده بود رو کشف کردم

رسول ماجانی ارسال در تاریخ ۰۲ فروردین ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به رسول ماجانی

همیشه یکی از بزرگترین سوال های زندگیم این بود که من چه استعدادهایی دارم؟ چطور می تونم پیشرفت کنم؟
موفقیت من در چیست؟
تا با مفهوم سایه آشنا شدم
دیدم هرآنچه که می خواستم باشم و هرآنچه فکر می کردم خوب و درست است القای دیگران بوده نه خود اصیل من. سایه را که بشکافی علاوه بر آلودگی هایی که در وجودت پنهان کرده ای کلی طلا و جواهر پیدا می کنی که مجبورت کرده اند تا در نیمه تاریک وجودت پنهان و سرکوب کنی ، تازه می فهمی که چه عظمتی داشته ای و چه ثروتی داشته ای ولی خبر نداشتی
کتاب کوچک و ساده ای است ولی اول نیاز دارید تا کتاب های ابتدایی تر سایه مثل جوجه اردک زشت درون و تاثیر سایه و سایه ات را مالک شو رو بخونید
و به نظرم هر کدام از این کتاب ها را باید چند بار خوند

حمید رضا رحمانی ارسال در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۷
ارسال پاسخ به حمید رضا رحمانی

درک من از محتوای کتاب، وجود تلاشی پیوسته در راستای اثبات رابطه ای بین آسمان و زمین و ایجاد یک فرم متعادل از اعتقادات،گرایشات، و تمایلات ماورایی و مذهبی (بهتر است بگوییم دینی) با رخدادها و تجارب زمینی یا فیزیکی است.این تعادل لازم و ضروری مینماید(اگر قرار است دیندار باشیم) چنانکه میل به تعادل در بسیاری از دگرگونیهای جهان قابل مشاهده است و حتی در فصل آخر میخوانیم که بشر پس از میل بسیار برای آسمانی شدن اکنون تمایلی بر پایین آمدن و حتی در پی مکشفات درونی در دل زمین است. اینها نشان میدهد بشر از بالا رفتن به نوعی خسته شده و چه بسا روزی پی ببرد آنچه میخواهد و میکاود همین جا و بر روی زمین در دسترس است. در جایی هم میخوانیم که انطباق دو رویکرد بودن و انجام دادن(که هر دو نشانه کفر یا خود کفر هستند) نقطه تعادل و ایمان است. این انطباق نیز نقطه تعادل است.من نیز به این مسیله باور دارم. هم چنین تاکیدی پیوست بر وجود رشته های نازک و اینکه رشته های نازک و پیگیری آنها چگونه مسیر زندگی را به سوی موفقیت رهنمون میشوند وجود دارد. لیکن من فکر میکنم این رشته های نازک که کتاب سعی دارد به آنها وجهی الهی یا دینی بدهد اتفاقات ساده ای هستند که نه آسمانی هستند(مقدس) و نه الزاما مسیرشان مسیری درست است . لااقل من در زندگی شخصی خودم بسیار دیده ام که هرگز اینکونه نبوده است حتی کنکاش البته قطعا ناکافی من در زندگی برخی از اطرافیان که طی مدت مطالعه کتاب انجام دادم هم بر این موضوع تاکید داشت. به هر حال رابرت پولی به دستش میرسد که مسیرش را برای آنچه ایگوی او طلب میکند هموار مینماید و اعتقاد دارم او میبایست به هر طریق منشا پول را پیدا میکرد و قطعا اگر به راز آن پی میبرد پول را نمیپذیرفت.به هر حال من با نگاه امروزم و با این سطح از آگاهی نمیتوانم با این موضوع در پذیرش باشم. بخشی از کتاب هم از سپردن طلای درون به دیگران میگوید و اینکه انسان نباید به طور کلی و برای همیشه طلای درون خود را به دیگری بسپارد و اینگونه طرح میکند که اینکار (سپردن طلای درون به دیگران) باید به گونه و روشی باشد که در حالی صورت گیرد که پذیرنده آترا به ما باز گرداند(طی فرایندی) ولی من معتقدم هر گونه سپردن طلای درون به دیگران ناشی از ترس است و نباید صورت پذیرد. لااقل در همه مواردی که اینکار را کرده ام ناشی از ترس بوده. در خصوص خوابها که در کتاب به طور تاکیدی روی تعبیر و تفسیر آنها در راستای رهنمونگری، پیشگویی و حتی از گذشته گویی بحث میکند اعتقاد دارم چون خوبها همواره با تفاسیر و تعابیر متعدد روبرو هستتد لذا بستری مناسب برای تصمیم گیری و خط مشی سازی نیستند. خوبها بازنشانی تصورات، توهمات، تعاملات، عقاید، خوسته ها، آرزوها و خلاصه همه آن چیزهایی هستند که ما در دنیای واقع مشغول آنها هستیم. در جایی از کتاب افسانه ای از تلاش فردی ریاضت پیشه و جوانی در حال رقص برای آزادی عنوان شده که بسیار جالب شرح دهنده این موضوع است که حلول هفت باره برای مرد ریاضت چقدر دردناک است و حلول به تعداد برگهای یک درخت برای جوان شاد چقدر اندک مینمایاندو در این افسانه جالبتر تقابل یک پیر و یک جوان است.
در پایان از اینکه ممکن است برداشتهای نادرستی از کتاب کرده و در نتیجه دچار بیهوده گویی شده باشم پوزش میطلبم. هم چنین قطعا مکاشفه در کتابی با ای عمق معنایی و در این فرصتی که من داشتم نیز سخت و امکان بیراهه رفتن را میافزاید. بدرود

مهدا ارسال در تاریخ ۱۰ دی ماه ۱۳۹۷
ارسال پاسخ به مهدا

در رابطه با کتاب طلای درون چنتا سوال دارم
۱.اونجا که میگه علت تمام اسیب های روانی مخلوط کردن عناصر روانی است یعنی چی؟
۲.یجا میگه بلخره باید طلاتو پس بگیری که این کار با دلسردی همراه است . یعنی بعد اینکه فرافکنی رو پس میگیرم دلسرد میشم؟ یا اگه نتونم بگیرم
۳.اگه طلامونو به یه شخص دست نیافتنی مثلا توی تلویرین بدیم چطور میتونیم ازش پس بگیریم؟
۴.ینی چی که یه آیین برگذار کنیم و طلاتو به خودت برگردونیم؟
گاهی طلا تیره است یعنی چی؟

نرگس نژادحسن ارسال در تاریخ ۲۴ فروردین ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به نرگس نژادحسن

جواب سوال 3
باز پس گرفتن طلا یعنی اون قابلیتی که در طرف مقابل دیدی و تو رو بخودش جذب کرده رو در خودت رشد بده، وقتی رشد کرد تو برای اون وجه براق نیاز ب اون فرد نداری
و خودت زندگیش میکنی
این میشه پس گرفتن طلا

زهره ارسال در تاریخ ۰۵ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به زهره

جواب سوال 2 : نه، برای خود شخص معمولا باز پس گیری خیلی تجربه خوبی هست چون قطعا فرد رشد کرده که میتونه طلا رو پس بگیره. این جمله ای که گفتید رو در جایی از کتاب گفته بود که شخصی که طلامون رو بهش داده بودیم، نمیخواست طلا رو پس بده و مقاومت میکرد از پس دادن طلا. گفته شده بود که وقتی میخوای طلات رو پس بگیری بهتره که طی مراسمی انجام بشه، و دوستانه پس گرفته بشه، اما در نهایت اگر اینجور نش هم شما باید طلا رو پس بگیری و این ممکنه با ناراحتی هایی همراه بشه.
4. برگزاری ایین هم میتونه یه چیز درونی باشه، یا اینکه اگر هر دو فرد در اگاهی باشن، مثلا طی یه صحبت کردن و مراسمی طلا رو پس بگیری، البته معمولا وقتی طلات رو میخوای پس بگیری و اگاهانه است (همونجور که نرگس تو پاسخ 3 گفته) تو به رشد رسیدی در اون زمینه... مثال میگم، اگر توی محیط کار توی یک تیم دو نفره مشغول به کاری، و هم تیمی ت، معمولا ازت حمایت میکنه، کار تیم دونفره شما همیشه خوب پیش میره.... وقتی تو طلا ت رو بهم تیمی ت فرافکنی کرده باشی، معمولا فکر میکنی بدون اون شخص کارت بی نقص نیست و بهش نیاز داری و حتی اگه موقعیت خوب دیگه ای داشته باشی به خاطر فکرت ممکنه نری سری موقعیت های دیگه و بازم با هم تیمی ت ادامه بدی در حالی که شاید این مانع رشدت بشه. .... اما یه زمانی به نتیجه میرسی که بدون اون شخص و توی محیط یا تیم دیگه ای هم میتونی یه نتیجه خوب بگیری. اون زمان تو میخوای طلات رو پس بگیری و بری یه شرکت دیگه کار کنی، حالا توی باز پس گیری طلات، میتونی با هم تیمی ت صحبت کنی، اینجا اون ممکنه به راحتی طلات رو پس بده و مککنه از رفتن تو و اینکه ببینه دیگه نمیخوای تحت حمایت اون شخص بمونی ناراحت بشه... (یادمون نره این طلا برای اون شخص معمولا منافعی هم داره)
اون حرف زدنه میشه مراسم.... این ناراحت شدنه میشه دلسردی که سوال کرده بودی.
امیدوارم مفید بوده باشه
?

فرم ارسال دیدگاه
ارسال دیدگاه
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 13 تا 18 مشاوره برای انتخاب محصول
تماس با پشتیبانی بنیاد 021-88738180