امروز ۰۴ تیر ماه ۱۴۰۳ ساعت ۰۲:۰۰۴
مرداب روح 216,000 تومان
سفارش می دهم
مرداب روح نویسنده : جیمز هالیس           ترجمه : فریبا مقدم
پیام

برای افزودن به لیست علاقه مندی ها ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.

مرداب روح
مرداب روح
مرداب روح
مرداب روح
نظر کاربران 5 از 5
اولین زمان ارسال چهارشنبه ۰۶ تیر ۱۴۰۳
تعداد سفارش
216,000 تومان
این کتاب برای چه افرادی مفید است؟
می توانید نسخه های دیگر این کتاب را مشاهده کنید
اگر رنجی در زندگی دارید که امان تان را بریده چشم بسته این کتاب را تهیه کنید. حتما نظرات خوانندگان را بخوانید.
مقدمه کتاب مرداب روح

مرداب‌های روحی حکایت مکرر همه ماست. در این روزگار که نومیدی و احساس درماندگی، واقعیتی همه‌گیر به‌نظر می‌رسد تصور آرامش و شادی ماندگار و ناب، معنایی کاملا دور از ذهن و غیرملموس شده است و یا به ناگزیر در تسخیر سرگرمی‌ها سطحی و زودگذر و وابسته به نمونه‌هایی که خود ناقص و گذرا هستند درآمده است. ما در مسیر عمر خود بارها و بارها به دلایل متعدد و پرشاخ و برگ دستخوش احوال محزونی می‌گردیم که گاه دوره‌ای بسیار طولانی و دشوار دارند. دامنه این احوال که نویسنده به زبان تخصصی روان‌رنجوری می‌نامد از غم و خشم تا افسردگی، اضطراب و ضربه‌های روحی را دربرمی‌گیرد. او معتقد است هر شیوه درمانی که به مفهوم روح نپردازد و رشد و نیاز روحی را نادیده بگیرد، در درمان احوال محزون روحی مؤثر واقع نخواهد شد. جیمز هولیس این احوال را با هر دلیل و سابقه‌ای، فراخوانی از سوی روح برای عزیمت به روح و رشد روحی می‌داند. وی رسیدن به شادی را که همه خواهان آن هستند هدف زندگی قرار نمی‌دهد که به نقل‌قول از یونگ، روان‌شناس برجسته قرن بیستم، یافتن «معنا» را هدف و جهت زندگی می‌داند. این معنا جز در سایه روح و رشد روحی آشکار نمی‌شود و روح همانا پاره الهی وجود آدمی است که عرصه‌ای نامتناهی، ناشناخته و درعین حال آشنا، خواستنی و شگرف است و خاستگاه آگاهی، آرامش، شادی، امنیت، شکوفایی و معناست.

معرفی کتاب مرداب روح

مرداب روح به تحقیق مرداب‌هایی پرداخته که تمام ما در آن ها دست و پا زده یا روزی در آن خواهیم افتاد. این اثر به جایگاه و نقش اثرگذار سختی ها در رشد روحی ما اشاره می نماید برای آنکه دقیقاً در مرداب‌های زندگیست که ما پرده از اهداف شأن و عمیق‌ترین معنای زندگی برمی‌داریم. خیلی ها تا به الان به شما قول خوشبختی داده اند. شما هم مطمئناً تا اینجای زندگی که آمده اید، به حرف بسیاری از متخصصین گوش داده اید که اگر کارهایی که آنان توصیه کرده باشند را خوب انجام داده باشید، طبیعتاً باید الان خوشبخت ترین آدم روی کره زمین بودید. واقعیت این است که قرار نیست ما در زندگی خوشبخت شویم و قصه چیز دیگری است.....مرداب روح قاعده­ های غلط ذهنی که در دنیا مرسوم شده و به شما امید واهی برای خوشبختی می دهد را می شکند. زندگی قرار است روح و روان شما را آرام آرام وارد مرداب کند. شما ناگزیر و ناخواسته وارد مرداب روح می شوید. برنامه ریزی های شما هیچ تأثیری در این که شما وارد مرداب روح نشوید و زندگی را با خوشی به اتمام برسانید، ندارد. مسیر شما از این مرداب روح می گذرد. وسواس، احساس گناه داشتن، اندوهگین شدن به خاطر از دست دادن­ هایی که در مسیر زندگی تجربه می­ کنیم، مورد خیانت واقع شدن، دچار شک شدن در مورد موضوعاتی که قبلاً با اعتقاد کامل نسبت به آن برخورد داشتیم، احساس تنهایی که می تواند در برخی مواقع بر ما مستولی شود، افسردگی، درماندگی، ناامیدی، وسواس، اعتیاد به هر چیزی از موادر مخدر گرفته تا اینترنت و هر چیزی که زندگی ما را درگیر خود می کند، خشم، ترس و اضطراب همه از مصادیق مرداب های روح هستند.

مشخصات فیزیکی
وزن کتاب
208 گرم
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحات
171 صفحه
شابک
978-600-6268-02-6
مشخصات فنی
نویسنده
جیمز هالیس
مترجم
فریبا مقدم
نوبت چاپ
26

نظرات کاربران 118 نظر ارائه شده است
عکس کاربری
منصور یوسف زاده ارسال در تاریخ ۰۱ دی ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به منصور یوسف زاده

جملاتی که در این کتاب مرا تکان داد :
۱-نشانه های یک عقده ی فعال شده آن است که میزان انرژی تولید شده در یک موقعیت ، بیش از حد لازم است .
۲- اکثر ما شرطی شده ایم که خوب باشیم تا واقعی ؛ پذیرا باشیم تا صادق ؛ موافق باشیم تا قاطع .
۳- درمان جو با داشتن این روان رنجوری از انجام چه وظیفه ای اجتناب می کند ؟
۴- هرکس فقط به آن چیزی تهاجم میکند که از آن می ترسد .
۵- احساسات مستقل اند و تحلیل گر کیفیت زندگی ما هستند .
۶- اگر آنچه انجام می دهیم درست باشد انرژی خواهیم داشت .
۷- احساس گناه اکثرا تدافعی در مقابل اضطراب است .

ندای زندگی ارسال در تاریخ ۲۹ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به ندای زندگی

آشنایی من با آثار جیمز هالیس از کتاب مرداب روح شروع شد....به نظر من این نویسنده یکی از تاثیرگذارترین نویسندگانی هست که من تا بحال کتابهایش را خوانده ام بسیار عمیق. و سبب شد کتابهای دیگر این نویسنده رو خریداری و مطالعه کنم.

رنج ها حرفهایی برای گفتن دارند سبب شد من به این خواندن کتاب راغب شوم. همانطور که مولانا میفرماید:
با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

عکس کاربری
شهداد عزیزمحمدی ارسال در تاریخ ۲۸ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به شهداد عزیزمحمدی

موضوع کلی :
تمامی رنج‌هایی که انسان در زندگی با آن مواجه ‌است اگر حرف و هدف آن را کند و کاو کند باعث تعالی روح انسان می‌شود
در مرداب های زندگیست که پرده از هدف، شان وعمیق ترین معنای زندگی بر می داریم.
مباحث قابل توجه :
_ در زندگی، آسايش و خوشبختي وجود ندارد بلكه به جاي آن ها مرداب هاي روحي و درد و رنج هستند
که لازمه رشد و بلوغ روحي است. طبيعت وجود ما مي خواهد بخشی از سفر عمرمان را در مرداب ها سپري كنيم.

_ رابطه‌ها شكست مى‌خورند به دليل اينكه ما از آن‌ها انتظار غيرممكن داريم كه ديگرى مشكل تنهايى ما را حل خواهد كرد. دوستى در رابطه فقط زمانى شكوفا مى‌شود كه هركس فرديت خود را به ياد آورد و خود را با ديگرى يكى نپندارد.
_ ما بایستی از زخم هایمان درس بگیریم، اما اگر این کار را نکنیم، آن ها به صورتی دیگر و در جایی دیگر تکرار می کنیم
_ همه‌ی ما دیر یا زود به جاهایی کشیده می‌شویم که برنامه‌ریزی نکرده بودیم ، جاهایی که از سرزدن به آن‌ها وحشت داریم، جاهایی همچون افسردگی، تجربه‌ی از دست‌دادن، انواع اعتیادها، حالت‌های اضطرابی و ...
_ عاشق شدن از طریق همذات پنداری فرافکنانه اتفاق می‌افتد. دیگری برای یک لحظه قادر به بازگرداندن قطعه‌های گمشده ما می شود. ظاهراً دیگری ویژگی‌هایی متفاوت از ویژگی‌های موجود در ناخوداگاه ما دارد.
_ در زندگی به دنبال حالت غیر ممکن خوشبختی نگردیم و برای رنج هایی که در زندگی نصیبمان می گردد ارزش قائل باشیم.
_ فرایند رسیدن به کمال سقوط های دردناکی را دربردارد که روح بارها ان را بر ما تحمیل می کند. وظیفه ما این است که این مرداب ها را زندگی کنیم، سرکوبشان نکنیم. اگر با انچه دردرون ماست مواجه نشویم، آن را به صورت رفتاری ناهنجار حمل می کنیم
_ بخشش تنها حرکتی است که می تواند ما را از زنجیرهای گذشته رها سازد. بخشش خیانت گذشتگان و بخشش اشتباهات خود.
_ پذیرش سقوط متناوب به دنیای زیرین ، مارا به سوی وسعت گرفتن روح می برد و موجب می شود به تضاد های زندگی ایمان بیاوریم که خرد نام دارد
ما با دانش می آموزیم ؛ اما نمی توانیم خرد را بیاموزیم . خرد از هضم و جذب رنج بر می خیزد.
رنجی که جذب شود شخصیت را بزرگ می کند و به روان وسعت می بخشد .

ماهان آبادی ارسال در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به ماهان آبادی

سلام
قلم جیمز هالیس در این کتاب برام شفاف کننده بود در عین عمیق و سنگین بودن.
جملات تاثیر گذاری رو مطرح کرد که یکیش این بود: 'همه ی ما میل داریم که یک نفر ناجی زندگی ما بشه' این موضوع رو وقتی بهش آگاه شدم بیشتر از قبل به تلاش و حرکت ادامه دادم.
بحث گناه ها در فصل اول بیشتر از همه نظرم رو جلب کرد. به خصوص قسمت اول (مسئولیت) که درست زمانی بهش نیاز داشتم، یاداوری خوبی بهم کرد.
بعد از یاداوری این موضوع، با خودم و دیگران در صلح بیشتری بودم و بیشتر از قبل خاکستری بودن برام قابل پذیرش شد.
البته بگم که با چند جمله ای که مطرح کرده بود مخالف بودم اما در کل خوب بود.

مریم مردآزاد ارسال در تاریخ ۲۶ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به مریم مردآزاد

وقتی برای اولین بار تصویر روی جلد کتاب مرداب روح، رنج ها حرف های جذابی برای گفتن دارند ، را دیدم (گردو) با خودم گفتم : حقیقتاً راه برون رفت از یک مرداب روحی به سختی و رنج شکستن پوست یک گردو ست اما حتما ارزشش را دارد. در حین خواندن صفحه 74 کتاب بودم که یادم آمد که چطور بعد از کسب مدرک لیسانس حس کردم که من به این رشته و کارهای حرفه ای مرتبط با آن تعلق ندارم. وقتی به جمله "من آنچه بر من رفته است نیستم ؛من آنچه انتخاب می کنم هستم." رسیدم، رزونانسی آشنا برایم ایجاد شد اما زمانی پرده ابهام آن فرو افتاد که در ادامه داستان زندگی "جاکوب" را خواندم که " در خانواده ای تحصیل کرده زندگی می کرد که انتظاراتی بالا از او داشتند و میخواستند که راه آنها را دنبال کند. جاکوب در نهایت پزشک شد ؛ اما نه به خاطر عشق به پزشکی ، بلکه به نظر می رسید پزشکی موفقیتی است که به واسطه آن عاقبت می تواند تأیید و محبت والدینش را کب کند. طبعاً نیازهای خودشیفتگی والدین هرگز ارضا نشد و هر کاری که جاکوب انجام میداد برای آنها هیچ وقت کافی نبود. درحالیکه او یک پزشک حاذق بود و از کارش رضایت داشت، در سی سالگی دچار افسردگی عمیقی شد." افسردگی من پس از پایان دوره لیسانس و بعد از عدم قبولی در کنکور پژوهش هنر آغاز شد. جایی که من "مکلف بودم به عمق افسردگی بروم و بزرگترین گنج روح را بیابم." من درست در همان دوران مصرانه و قاطع به روح خود اجازه دادم تا "گسست میان خود طبیعی-غریزی و خود واکنشی-اکتسابی" را ببیند و با همه وجودش انتخاب کند که واقعا چه میخواهد، اما تاب آوردن ابهام از منی که گاه عجول خطاب می شدم و فکر میکردم با ذات من گره خورده است، بعید به نظر می رسید با این حال دو سال صبوری و همزمان کار با درمانگرم مرا از تضاد میان صدای روح و ادامه دادن زندگی به سبک گذشته رهایی بخشید.
امروز اولین قدم های شناخت خود و مسیر تازه ام (تغییر برای انتخاب رشته و شغل) را طی میکنم و انتظار نه بلکه امید دارم به رشد و پیشرفت در مسیری که انتخاب من هست و نه "آنچه که بر من رفته ست".

مهدیه ارسال در تاریخ ۲۵ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به مهدیه

این کتاب با موضوع جالب و پرمعنایی که روی جلدش نوشته شده واقعا برام پر مفهوم و جذاب هست. این کتاب بهم یاد آور شد که رنج هایی که با دیدنشون از طریق انتخاب های ناخودآگاهانه بهشون دچار شدم نه تنها گنج هایی در پس این رنج ها نهفته ست بلکه اگر دید واقع بینانه و درست تری به رنج ها داشته باشیم از پس اونها که وجودمون رو در مردابی بی انتها فرو میبرند بلکه روح دوباره متولد میشه و سبک بالی بی انتهایی نصیبمون میکنه ازین بخش کتاب خیلی خوشم اومد که گفته روانشناسی امروزی با روح سر و کار نداره و فقط به شکل آگاهانه میخواد در وضعیت فعلی با دادن انگیزه های سطحی به ادامه دادن مجبورت کنه در حالی که آشنایی با ضمیر ناخودآگاه به شکلی عمیق ریشه ی رنج هارو کشف میکنه و بار سنگینی رو از روی شونه هات برای یک عمر برمیداره چیزی که خودم تجربه کردم و این کتاب بیشتر بهم رزونانس داد
در جای دیگه ی کتاب نکته ی حائز اهمیتی برام ذکر شده که در نهایت همه ی ما انسان ها تنها هستیم هرچند که به شکل جمعی زندگی میکنیم ولی هر کس فردیت و تنهایی خاص خودش را دارد برای رسیدن به فردیت هم باید از مرداب های روح گذر کرد تا به آرامش واقعی دست یافت
من فردیت یافته منی است که از زخم های عمیق دوران کودکی عبور کرده باشد و به آگاهی درستی از فردیت برسد وگرنه چرخه ی معیوبی از روابط اشتباه و متعدد شکل میگیرد که در نهایت هیچ سازگاری نه تنها با خود بلکه با جهان بیرون هم نخواهد داشت
تجربه ای که خودم از مرداب روح داشتم این بود که این مرداب هرچند تلخ و سخت گذشت ولی با دیدن زخم های کودکی و درک عمیق اونها یاد گرفتم که تنها خودم خواهم توانست فردیت اصلی خود را بدست آورم و درک عمیقی از طریق همزاد پنداری با این کتاب برایم دست داد و فهمیدم با دیدن رنج ها و جراتمندی برای سازگاری با آنها توانستم به گنج عظیمی از خود و وجودم برسم

هادی ارسال در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به هادی

این کتاب جز محبوبترین کتابهای منه، گاهی اوقات که کتاب رو میخونم انگار جناب هالیس مثل به پدربزرگ برام زندگی رو شرح میده. بدلیل مسایل زندگی مثل جدایی پدر و مادر و زخم های درونی دچار افسردگی شدم، خیلی زود وارد بازار کار شدم و در حد موقعیت خودم رشد نسبتا قابل قبولی هم داشتم، اما باز هم حس خوبی در کار نبود، به جای اینکه به کار درونی بپردازم سعی کردم این حس رو با الکل و مخدر بهبود بدم، اما به هر طرف که می‌رفتم باز این خود من بودم که تکرار می‌شدم.
این کتاب و جیمز هالیس رو عمیقا دوست دارم، او به من فهماند که مواجه با این مرداب ها امریست ناگزیر، قبلا همیشه دلتنگ مأمن کودکی بودم. اما فهمیدم که باید این مسیر سفر شخصی رو ادامه داد، باید به ته مرداب افسردگی رفت پ گنج نهان در آن را پیدا کرد، به من گفت که: تو آن چیزی که بر تو رفته نیستی، تو آن چیزی هستی که تصمیم میگیری. او به نمایندگی از روانشناسی عمقی، به من یاد داد که رشد کردن از طریق یافتن معنا در اعماق رنج ها میسر میشه.
واقعا من آنقدر سواد ندارم که بتونم به خوبی مفاهیم خردمندانه‌ی این کناب رو منتقل کنم، فقط میتونم بگم شاید چون همه‌ی ما در رنج کشیدن با هم اشتراک داریم، این کتاب میتونه واسه‌ی شما هم‌ مفید باشه.

علی ارسال در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به علی

کتابی بسیار تاثیرگذار در مورد شناخت و پذیرش انواع رنج های روحی که در زندگی از مواجه شدن با آنها گریزی نیست و طریقه برخورد با این رنج ها برای اینکه با حداقل آسیب بتوانیم در مسیر اهدافمان قرار بگیریم. باتوجه به اینکه علت بوجود و همچنین تقویت بسیاری از رنج های روحی انسان ریشه در نیمه تاریک درون او که سایه نامیده میشود دارد بنابراین در کنار مطالعه این کتاب، مطالعه کلیه کتابهای بنیاد که در مورد مفهوم و شناسایی سایه های وجود انسان نگارش شده توصیه میشود که عبارتند از: اسرار سایه،تاثیر سایه، مالک سایه ات شو، جوجه اردک زشت درون، چرا حال انسان خوب نیست و برای مقابله با این رنج های روحی و سایه ها کتابهای طلای درون و کتاب بسیار عالی شجاعت را توصیه میکنم. مجموعه این کتابها در شناسایی و درک رنج ها و سایه های درون آدمی و راه برخورد با آنها بسیار بسیار موثر و عالی می باشند.

آیمآ ارسال در تاریخ ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به آیمآ

اواخر سال ۹۵ این کتاب رو گرفتم و یادم فصل زمستون بود!!! دقیقا در دوران اوج افسردگیِ پنهانی که ازش بیخبر بودم! با شروع کتاب خوابِ دخترِ سیاهپوشی که بعدها بوضوح برام مشخص شد کِ بخش تاریک و افسرده وجودم بود رو میدیدم! این کتاب بمن یاد داد چطوری شیرجه بزنم به باتلاقهای درونم و چطوری از مسیرهای باتلاقیِ درونم برای رسیدن به نوع متفاوت و اصیلی از بودنم بگذرم! تقریبا ازون سال هر فصل یکبار این کتاب رو میخونم و هر بار پیام متفاوتی برام داره!! و الان دارم این قسمت از کتاب رو زیست میکنم و ازش لذت میبرم! اینجا که میگه که: ما قرار نیست شرایط خاص انسان بودنمان را درمان کنیم، بلکه قرار است آنرا تجربه کنیم، دقیقا همون تعریفی که تو کتاب بهشت رابطه از خویشتن من رو یه پله دیگه به عمق برد! خویشتن یک هدف نیست یک فعالیت است! یعنی فعالیتی که من انجام میدم من رو یه قدمِ دیگه به خویشتنم رهنمون میکنه! و این انتخابِ منِ که چه فعالیتی رو برای این نوع از بودنم انتخاب کنم! چه باشکوه و دردناکِ پذیرفتنِ این بار مسئولیت! و حالِ این روزهایِ منه در جایِ دیگه ای که میگه: ما درمیان تعارضات متوجه میشویم که از ما خواسته میشود بزرگتر شویم و اگر ازین تعارضات فرار کنیم قرار است همانجا گیر کنیم! من این گیر کردنها رو دیگه سریعتر شناسایی میکنم چرا که در مسیر خویشتنم جایی نداره! و البته که بودنشون گاهی لازمِ که دلگرم بشیم چه رشدها که نکردیم و باز هم قادر به انجامش هستیم.
امیدوارم هممون بتونیم مسیرِ خویشتنمون رو طی کنیم

لیلا ارسال در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۹۸
ارسال پاسخ به لیلا

این کتاب در اصل می گوید که هدف از زندگی خوشبختی نیست بلکه رسیدن به غناست
و در فصل های مختلف وظیفه مرداب های روح که استعاره از اتفاقاتی هست که ناگوار می پنداریم را رشد روحی و آگاهی خوانده و انسانها را فراخوانده که بپذیرد از  این وقایع گریزی نیست و باید پیام آن را دریافت کرد و روی آن وظیفه تمرکز کرد در غیر اینصورت تنها غم و اندوه و ناامیدی نصیب آدم می شود که هیچ ثمره ای برای انسان ندارد.
هر کدام از مرداب هاب روح،حضور دائمی گناه،اندوه و مرگ و خیانت، شک وتنهایی،افسردگی و ناامیدی، وسواس و اعتیاد، خشم و ترس و اضطراب در واقع ماموریتی که دارند اینست که ما را برانگیزند تا با از خود بیگانگی مان موجه شویم،آگاهی مان گسترش یابد و آنچه را غیر قابل تحمل به نظر می رسد تاب آوریم و با عبور ، سلطه ای را که بر زندگی ما سایه افکنده در هم شکنیم و تنها با این روند هست که رهایی را تجربه خواهیم کرد.

واقعا به بنیاد فرهنگ زندگی بابت این هدف ارزشمندش و ارائه کتاب های ارزشمند تبریک میگم

فرم ارسال دیدگاه
ارسال دیدگاه
شنبه تا چهارشنبه از ساعت 13 تا 18 مشاوره برای انتخاب محصول
پاسخگویی به سوالات آموزشی 021-88738180