کمپین "پای خودت بایست" با تخفیف های استثنائی
فرزند پروری / ۰۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ سوگی که پایان ندارد؛ والدینی که فرزند از دست می‌دهند
سطح مقاله : پیشرفته

این روزها تصاویری از پیش چشم‌های ما می‌گذرند که جانکاهند

وقتی به چشمان فرزندت نگاه می‌کنی

حسی از امید و امتداد داشتن زندگی در تو بیدار می‌شود

تو خود را محافظ و تامین کننده او می‌دانی و پای او برای رسیدن به آرمان‌ها و آرزوهایش می‌ایستی ....

چون نام تو والد است...

و والد بودن حامل همه این‌هاست

هر انقطاعی در زندگی، در اندازه خود جانکاه است

و آدمی را از درون مچاله می‌کند

می‌خواهد طلاق و جدا شدن از یک رابطه عاشقانه باشد که برای آن آرزوها در سر می پروراندی، یا از دست دادن یک شغل که با هزاران امید شروعش کردی یا از دست دادن پدر و مادر که ریشه‌های تو هستند و وقتی می‌روند حس می‌کنی که دیگر ریشه‌ای در کار نیست و پژمرده می‌شوی....

ولی دنیای آدم‌هایی که فرزند از دست می‌دهند

دنیای دیگری است

آن ها این رابطه را ناخواسته، از سوی فرزند ناگسستنی می‌بینند

آنان می‌دانند که به عنوان والدین

به حکم قاعده‌های جهان، زودتر از فرزندانشنان

دنیا را ترک خواهند کرد....

ولی حالا که داستان تغییر کرده است و

لحظه وداع زودتر فرا رسیده است، تو خود را می‌بازی

چرا فرزند من ؟

چرا مانع نشدم؟

چرا از او خوب محافظت نکردم؟

چرا شرایطم طوری نبود که او را به جای دیگری بفرستم؟

آری روزی نه یک بار که صدها بار

میز محاکمه برقرار می‌کنی، خود را محکوم می‌کنی

و مجازات...

واقعیت تلخ این است که تقدیر

آدم‌ها در دستان ما نیست

پس جایی بری محاکمه شما وجود ندارد .

هر آنچه که ما از دست می‌دهیم و ما را اندوهگین می‌کند

نشان از چیزهای ارزشمندی دارد که در وجود آن کس و آن چه از دست داده‌ایم وجود داشته است.

چیزهای ارزشمندی که اکنون برای از دست دادن آن بهم ریخته ایم.

در وجود این جوانان، ارزش‌هایی وجود دارد که

به خاطر آن همت کرده‌اند و کاری کرده‌اند.

ما می‌توانیم ادامه زندگی خود را با زنده نگه داشتن ارزش‌هایی که برای آنان اهمیت داشته است، تطبیق دهیم و در پی آن باشیم.

این گونه شاهد زنده بودن روح آنان در زندگی و ساری و جاری بودن آنان در جریان زندگی خواهیم بود.