چه شغلی مرا ثروتمند می کند؟

1397-12-25
چه شغلی مرا ثروتمند می کند؟

نخستين كسب‌وكار شما، الزاماً كسب‌وكار ايده‌آل‌تان نخواهد بود. آنچه نخستين كسب‌وكارتان مى‌تواند به شما نشان دهد، اين است كه شما از چه بخش‌هايى از آن لذت مى‌بريد.


برای اينكه كسب‌وكارى را آغاز كنيد، ابتدا از خودتان چند سؤال بپرسيد: • من بيشتر به چه چيزى علاقه دارم؟ • دانسته‌هاى من در چه زمينه‌اى است؟ • مردم در چه زمينه‌هايى از من مشاوره مى‌خواهند؟ • من واقعاً در چه كارى سررشته دارم؟ • من تجربه چه كارى را دارم؟ • من تمام مدت به چه موضوعى مى‌انديشم؟ وقتی ببینید به محض اينكه كسب‌وكار موردعلاقه خود را كه نسبت به آن شور و اشتياق داريد آغاز کردید، خوشبختى و درآمد با چه سرعتى به سمت‌تان مى‌آيد، حيرت مى‌كنيد. • من عاشق صحبت كردن در چه زمينه‌اى هستم؟

شور و اشتياق خود را دنبال كنيد

اگر قصد داريد كسب‌وكار خودتان را داشته باشيد، وارد كارى شويد كه به آن علاقه داريد. در اغلب موارد، به‌خصوص در آغاز كار، بيش از آنكه بخواهيد، براى كسب‌وكارتان وقت صرف خواهيد كرد. اگر مشتاق كسب‌وكارتان باشيد، صرف اوقات بيشتر به‌هيچ وجه شما را ناراحت نخواهد كرد و حتى اختصاص اين ساعات اضافى مى‌تواند براى‌تان تبديل به لحظاتى هيجان‌انگيز شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص، روی عبارت "برنده باشیم" کلیک کنید.
چندين سال، در كسب‌وكارى فعاليت مى‌كردم كه اشتياق چندانى به آن نداشتم، اما درآمد خوبى برايم داشت. گرچه در خصوص كسب‌وكارهاى گذشته‌ام كه برايم درآمد داشتند، اشتياق چندانى نداشتم، اما از آن كارها براى كسب پول استفاده مى‌كردم. فايده واقعى اين كار اين بود كه به من نشان داد از چه كارى واقعاً لذت مى‌برم. وقتى بدانيد كدام جنبه از كسب‌وكار خاصى را دوست داريد و كدام جنبه از آن را دوست نداريد، مى‌توانيد گزينه‌هاى كسب‌وكار خود را محدود كنيد، روى مهم‌ترين اشتياق خود تمركز كنيد و درعين حال، فعاليت خود در بخشى را كه دوست نداريد، به حداقل برسانيد.
در اغلب موارد، نخستين كسب‌وكار شما، كسب‌وكار ايده‌آل‌تان نخواهد بود. آنچه نخستين كسب‌وكارتان مى‌تواند به شما نشان دهد، اين است كه شما از چه بخش‌هايى از آن لذت مى‌بريد. معمولاً، تا زمانى كه واقعاً اداره كردن كسب‌وكارتان را آغاز نكنيد، نخواهيد دانست دقيقاً چه كارى را دوست داريد و چه كارى را دوست نداريد. به همين دليل است كه نبايد براى شروع يك كسب‌وكار و اداره آن ترديد يا صبر كنيد. هر كسب‌وكارى تجربه‌اى آموزنده براى‌تان خواهد بود، بنابراين رمز كار در اين است كه آغاز كنيد.
واقعاً جالب است وقتى ببينيد، به محض اينكه كسب‌وكار موردعلاقه خود را كه نسبت به آن شور و اشتياق داريد آغاز مى‌كنيد، خوشبختى و درآمد با چه سرعتى به سمت‌تان مى‌آيد، حيرت مى‌كنيد. وقتى بالاخره تصميم گرفتم به دنبال خواسته حقيقى‌ام بروم، ميزان موفقيتم به كلى از اين‌رو به آن رو شد.
هنوز به‌خاطر دارم كه يك روز، همين‌طور كه نشسته بودم و با خودم فكر مى‌كردم، درنهايت، فهميدم مى‌خواهم با بقيه زندگيم چه كنم. صادقانه بگويم، كارى كه در آن زمان انجام مى‌دادم برايم كسل‌كننده شده بود و دلم مى‌خواست به فعاليتى بپردازم كه يقين داشته باشم مى‌تواند به 20 سال ديگر زندگيم هيجان و نشاط بدهد.
سال‌ها به‌جاى اينكه به دنبال كارى كه دوستش داشتم بروم، به دنبال پول رفته بودم. بنابراين، با خودم عهد كردم، فقط درصورتى كه واقعاً مشتاق كارى بودم به آن بپردازم و از پذيرفتن كارى كه دوست نداشتم، هر قدر هم درآمدش خوب بود، امتناع كنم.
قبل از اينكه كسب‌وكارى را آغاز كنيد، ابتدا از خودتان چند سؤال بپرسيد:
• من بيشتر به چه چيزى علاقه دارم؟
• دانسته‌هاى من در چه زمينه‌اى است؟
• مردم در چه زمينه‌هايى از من مشاوره مى‌خواهند؟
• من واقعاً در چه كارى سررشته دارم؟
• من تجربه چه كارى را دارم؟
• من تمام مدت به چه موضوعى مى‌انديشم؟
• من عاشق صحبت كردن در چه زمينه‌اى هستم؟

خواه تجربه‌اى شغلى باشد، مهارت‌هايى باشد كه از يك سرگرمى آموخته‌ايد، يا صرفاً موضوعى كه براى‌تان جالب است و در مورد آن صحبت مى‌كنيد. همه اين‌ها نشانه‌هاى مهمى هستند كه به شما مى‌گويند بايد به دنبال چه كسب‌وكارى برويد.
به‌خاطر داشته باشيد، نمى‌توان گفت براى تبديل شدن به ميليونر بيكار، تنها يك راه از همه بهتر است. هر كسى علايق، توانمندى‌ها و خواسته‌هاى متفاوتى دارد. درنهايت، اين شما هستيد كه بايد راه خودتان براى رسيدن به موفقيت را پيدا كنيد.
وقتى در زندگى به دنبال بالاترين علاقمندى خود مى‌رويد، ناگهان زندگى براى‌تان چنان هيجان‌انگيز مى‌شود كه درواقع، پول اهميت خود را از دست مى‌دهد.
از حرف من برداشت نادرست نكنيد. من از شما مى‌خواهم ميليونر شويد و شما هرگز از من نخواهيد شنيد كه پول اهميتى ندارد. منظور من از اينكه پول تبديل به موضوع بى‌اهميتى مى‌شود، اين است كه وقتى شما كارى را كه دوست داريد انجام مى‌دهيد، مى‌توانيد روى آنچه دوستش داريد تمركز كنيد (به‌جاى پول) و همچنان ثروتمند شويد.
باعث تأسف است، اما بسيارى از كارآفرينان پول به‌دست مى‌آورند، اما چنان احساس بدبختى مى‌كنند كه درواقع تمام آن پول را ازدست مى‌دهند. وقتى شما واقعاً از انجام كارى كه به آن علاقه داريد خوشحال هستيد و به‌خاطر خواسته‌اى پرشور تلاش مى‌كنيد، پايه مستحكمى براى كسب پول بيشتر خواهيد داشت، به‌گونه‌اى كه تصورش را هم نمى‌كرديد. اشتياق عاملى است كه هر تلاشى را به سمت موفقيت واقعى سوق مى‌دهد.



اشتياق، زندگى شما را توأم با بسيارى از ويژگى‌هاى مثبت مى‌كند :

• به زندگى شما معنا و هدف مى‌دهد.
• به زندگى شما جهت مى‌دهد.
• به شما توانايى غلبه بر مشكلات و موانع را مى‌دهد.
• زندگى شما را سرگرم‌كننده و هيجان‌انگيز مى‌كند.

مادامى كه اشتياق داريد، متوجه خواهيد شد كه احساس كاملاً متفاوتى نسبت به زندگى داريد. تصور كنيد همچون كودكى به رختخواب مى‌رويد، مى‌دانيد فردا روز تولدتان است. فقط فكر كردن به اين موضوع است كه شما را نسبت به روز بعد هيجان‌زده مى‌كند.
اشتياق، به‌قدرى مهم است كه نمى‌توانيد حتى يك روز ديگر را سپرى كنيد، بدون آنكه بزرگ‌ترين خواسته خود را به‌طور شفاف نشناخته باشيد. وقتى رؤيايى را پيدا كنيد كه مى‌تواند هر روز بدون شكست به شما انگيزه بدهد، زندگى شما ديگر هرگز مثل قبل نخواهد بود.



براى تعيين آنچه بيش از هر چيز نسبت به آن اشتياق داريد، در اينجا راه‌هايى وجود دارد :

• اگر تمام پول دنيا متعلق به شما بود و مى‌توانستيد با آن هر كارى كه مى‌خواهيد را انجام دهيد، چه مى‌كرديد؟
• اگر مى‌دانستيد كه امكان ندارد شكست بخوريد، چه مى‌كرديد؟
• در اوقات فراغت خود از انجام چه كارى بيشترين لذت را مى‌بريد؟
• شما در چه كارى سررشته داريد كه سايرين در آن خصوص از شما مشاوره مى‌گيرند؟
• كتاب‌ها، مجلات و نمايش‌هاى تلويزيونى موردعلاقه شما معمولاً چه موضوعاتى دارند؟
• در شغل كنونى خود بيش از همه از چه چيزى لذت مى‌بريد؟
لطفاً قبل از ادامه، به پرسش‌هاى قبل پاسخ دهيد. آينده شما واقعا بستگى به اين پاسخ‌ها دارد.
شما چگونه مى‌خواهيد خواسته خود را عملى كنيد؟ هيچ پاسخ ساده‌اى وجود ندارد، زيرا پاسخ هر كسى متفاوت است. راهكار اين است كه كسب‌وكارى را ايجاد كنيد كه بتوانيد براى 20 سال بعد واقعاً از فعاليت در آن احساس خوشبختى كنيد. اما، اينكه بخواهيد اشتياق خود را صرف چه چيزى كنيد، بستگى به اين دارد كه مى‌خواهيد با زندگى خود چه كنيد.


منبع: برنده باشیم

نویسنده: ریچارد لیدر

مترجم: سارا میرزایی

ناشر: بنیاد فرهنگ زندگی



  • محمد 1398-01-11 01:14

    توضیحات خوبی هستش..اما...انگار هر تکه ای را داخل ی شغل دوس دارم و...و...

  • مهری 1398-01-11 01:32

    سلام و عرض ادب
    مطالبتان مثل همیشه عالی
    من از شغلم واقعا لذت می برم.
    ۲۷ سال سابقه کار در آموزش و پرو ش دارم ۲۴سال تدریس در ابتدایی و ۱۸سال کلاس اول داشتم و ۳سال است که درمانگر اختلالات یادگیری هستم.و۳سال پیش که از تدریس دست برداشتم و دوره آموزش داشتیم تا زمانیکه ارباب رجوع کودک نداشتم هر روزبه از ظهر از دور شدن از کلاس و مدرسه چهار ماه گریه می کردم.
    اما از وقتی که مراجع کودک داشتم خوشحال می شدم خصوصا کودکان کلاس اولی منو به وجد می آوردند.
    من ۴۳ سال سن دارم اما هرکس منو می بینه حدود ۱۸ سال جوانتر سنم رو حدس می زنه.
    من واقعا از کار با کودکان عشق می کنم.
    و قصد دارم تا۳۵ سال در آموزش پرورش بمانم و خدمت کنم.الان هم دانشجو دکتری مشاوره هستم.
    کودکانی که به من مراجعه می کنند اکثرا عاشق من می شوند.اولیاشان می گویند بعد از چند وقت سراغ منو می گیرند.یک کودک بیش فعال که مراجعم بود الان یکسال گذشته و مامانش تلفن کرده و میگه پسرم میگه کی میریم جای خانم مهربون.البته من عاشق کودکانم و خودم را حامی کودکان می دانم.و هر لحظه و هر کجا ببینم به کودکی ظلم می شود .مداخله می کنم ، حتی اگر از طرف ظالمان چه والدین چه دیگران دشنام بشنوند.
    من خودم کودکی بودم که از خشونت بزرگان در امان نبودم.ابتدا کودک درونم را حمایت کردم و بعد از شفای کودک درونم ؛ هدفم شفای کوکان دنیاست که من در توانم باشد.من خودم را ثروتمندی می دانم که هیچ کاری جز عشق کردن ندارد و خوشبختم.همه ی مطالبی که نوشتم بدون فکر کردن نوشتم.زنده باشید آقای رضایی

    مهری 1398-01-11 01:37

    قسمت دشنام بشنوم بوده.اشتباه نوشتم

    مهدیه در پاسخ به : مهری 1398-01-11 12:36

    طلاساز

    حسن فرامرزیان 1398-01-11 08:32

    عرض سلام و احترام خدمت جناب رضایی
    و سرکارخانم مهری که پیغامی با ارزش رو گذاشتن.
    با کسب اجازه از آقای رضایی، درخواستی دارم از خانم مهری بزرگوار.
    من مشاور ارزش‌های مشتری و نوآوری های اجتماعی در مدلهای کسب‌و‌کار هستم.
    به تجربه و دقیقا یاد گرفتم که از هر شخصی چیزهایی رو یاد بگیرم.
    بینهایت خوشحال شدم که پیغام سرکارخانم مهری رو در این سایت مفید مطالعه کردم.
    از این مشاور پرتجربه خواهش میکنم با بنده تماس بگیرن. بدون شک در آینده به تخصص و روحیه خیرخواهانه ایشان احتیاج خواهم داشت. احتمالا همکاری های بیشتری هم امکانپذیر است ان‌شاءالله
    اگر جناب رضایی آدرس ایمیل یا شماره تماسی از ایشان دارند تقاضا میکنم با موافقت خود خانم مهری به بنده اطلاع بدن.
    اگر هم خود خانم نهری پیام من رو میخونن لطفا با بنده تماس بگیرن.
    سپاسگزارم
    09118738487

    مهری در پاسخ به : حسن فرامرزیان 1398-01-17 19:56

    سلام و سپاس از نظر لطف شما من استان خراسان رضوی هستم.

    فریده 1398-03-02 19:43

    شما با این نوشته یک عالمه حس خوب به من دادید خوشحالم که نوشته تان را خواندم 😊

    ادمین

    خوشحالیم همراه ما هستید فریده جان /وحدتیان ادمین بنیاد فرهنگ زندگی

  • مهدیه 1398-01-11 12:38

    با خوندن نوشته تون به وجد اومدم..قطره ای ازین دریا را چشیدم،من سالهاست که تدریس فیزیک در دبیرستانها دارم و دو سه سالی تجربه امار با ابتدایی را پیدا کردم که اواقعا سالهای پر از عشقی بود اگرچه که تدریس عاشقی می خواهد ولی کار با کودکان فضای ناب تری را به وجود می اورد..انشالا براتون سلامتی باشه و هر لحظه معجزه عشق...

  • محمد فریور 1398-01-11 15:57

    عالی بود

  • محست 1398-01-11 18:55

    همه چیزهای که بالا گفته شد را من دارم هم علاقه به شغلم هم معلومات زیاد هم علاقه شدید هم دیگران خیلی نظرمو میپرسن ولی همش ۸گروه ۹ هست و من بدون پیشرفت

  • ميلاد 1398-01-25 00:18

    من فقط از خوردن و تست غذاهاي جديد لذت ميبرم(مسخره است،نه؟)
    اوقات فراغتم معمولا دوست دارم سعي كنم چيزاي خوردني درست كنم كه تا بحال تجربه اش رو نداشتم
    كارم مديريت توي ي كارخونه است ولي با هيچ چيزي توي كارم لذت نميبرم ولي توي مديريت و ارتباط با كارگر و كارفرما و به نتيجه رسوندن حرفم خبره ام.
    ولي واقعا هم ميترسم،هم شك دارم چه كاري بدردم ميخوره
    هرروز بي پولتر ميشم و نااميد،قبلا به هرچي دست ميزدم طلا ميشد و الان سنگ
    نميدونم چم شده!!

  • فریده 1398-03-02 19:54

    من با اینکه شغلم رو دوست ندارم ولی در شغلم بیشتر از همه از ارتباط با مردم لذت می برم اینکه چه شغلی دارن و دغدغه هاشون چیه؟ و سعی می کنم بفهمم از چی خوششون میاد و کلا چه تیپ آدمی هستن . من کارمندم و این اطلاعات از مردم اصلا به درد کارم نمی خوره فقط به جهت کنجکاوی درونی ام سعی می کنم ارتباط بگیرم و مردم رو بشناسم و عکس العمل خودم رو هم مقابل اونها ببینم و از این کار خیلی لذت می برم.
    من یک آدم درونگرایی بودم که بلد نبودم با مردم چگونه ارتباط بسازم . ولی چند سال هست که سعی می کنم با مردم در هر جایی توی محیط کار ،بیرون، توی تاکسی ، اتوبوس ، هرجایی با مردم حرف بزنم .
    فیلمهایی رو دوست دارم مثل شعبده باز مثل پرستیژ که آخر فیلم کلا می بینی اصلا داستان چی بوده؟؟! و کتابهایی مثل کیمیاگر و ملت عشق رو دوست دارم.

شما هم نظر خود را بنویسید