توصیه به آنان که بچه نمی خواهند و آنان که بچه اشان را نمی خواهند!


گای کارنو در کتاب پدران غایب موضوعی را مطرح می کند که مردان موضوع بچه دار شدن را اکنون تا حد زیادی به تعویق می اندازند .
در ارزیابی علت این موضوع مطرح می نماید که عدم حس مردانگی و اطمینان از تسلط بر زندگی می-تواند دلیل محکمی برای این موضوع باشد.
از سوی در دنیای امروز زنان نیز با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کنند آنان که شاغل هستند حسشان این است فرصت کار از آنان سلب می شود و امکان دارد فرصت شغلی که برای خود ایجاد کرده اند را به کلی با بچه دار شدن از دست بدهند.
زنانی هم که در خانه هستند در برخی مواقع حس می کنند اگر برای خود استقلالی کسب کنند بهتر است و شاید در رویای این که روزی به سرکار بروند احساس می کنند بهتر است بچه دار شدن را به تعویق بیاندازند.
در این میان زوج هایی وجود دارند که بچه را مزاحم زندگی قلمداد می کنند و احساس می کنند با آمدن بچه لذت از زندگی شان رخت برمی بندد و زندگی آنان درگیر موضوعات ناخواسته ای با بچه می شود .
برخی هم تزهای خاص فلسفی در این رابطه دارند. مثلا می گویند زندگی ما چه سرانجامی داشت که یک بچه را به این دنیا بیاوریم و او را بدبخت روزگار کنیم .
برخی نیز دلایل محکمی از اوضاع اقتصادی را دلیل نیاوردن بچه می دانند.
حالا این موارد که بچه را نمی خواهند یا بچه دار شدن را کنار می گذارند در مقابلشان کسانی را داریم که دست و پا می زنند تا با درمان نازایی و هزینه کردن در این حوزه اقدامی انجام دهند تا بتوانند حتما حتما بچه دار شوند.
سازمان بهزیستی نیز با ایجاد فرصت برای برخی از زنان مجرد و خانواده ها که علاقه به داشتنن فرزند دارند،آنان را به این آرزو می رساند .
حالا بماند حکایت برخی از بچه دار شدن های عجیب و غریب که این روزها می شنویم . مثلا دیگه وقتش داره می گذره ! ببین فلان دختر و پسر فامیل بچه آوردند . الان همه می گن اجاقت کوره!
بگذریم از بچه هایی که ناخواسته می آیند و وای به حال روزی که خود بچه ها هم از این موضوع مطلع شوند.
حالا این ها دردسر بچه دار شدن بود و از طرف دیگر کسانی را می بینیم که بچه می آورند و نمی دانند حالا که چی ؟
یا به دلیل همین مشغله ها بچه ها را کلا ندیده می گیرند
یا وقتی بچه می آید تازه متوجه می شوند یک موجود مزاحم و دست و پا گیر را به زندگی اضافه کرده اند و در به در دنبال یک مهد کودک خوب ! می گردند تا او زودتر خود را خلاص کنند.
یا بچه را وجه المصالحه رابطه ای می بینند که فاجعه است
یا بچه را دائما تحقیر می کنند بخاطر ضعف ها، عدم عقلانیت و مزاحمت هایی که دارد با او برخوردهای تند می‌کنند
ولی بحث ما این نیست که شما در کدام دسته از این موارد قرار می گیرید . بحث ما فراتر از این هاست.
چرا بچه؟
شاید اگر پاسخی برای این سوال پیش از آن که دنبال بچه راه بیافتیم داشته باشیم.زندگی با معناتری را برای خود و فرزندمان به بار خواهیم آورد و زندگی فرزند ما مملو از لذت خواهد شد.
فرزند را ما به زندگی مان دعوت می کنیم .
او موهبتی الهی است. و زمانی بچه تبدیل به موهبت می شود که فقط او را مشاهده کنیم.
من این مشاهده کردن را از رابرت جانسون رانکاو شهیر آمریکایی آموختم. سعی می کنم فرزندم را ببینم و با او خودشناسی کنم.
و اکنون تجربه خود را از آن می گویم:
روزهایی به این فکر می کنم که زمین بازی او را به اندازه ترس هایم محدود می کنم. از تذکرات، نهیب ها و توصیه های به او میتوانم این نکته را به خوبی بفهمم او اسیر ترس ها و کمبودهای شخصیتی و زندگی بیرونی من می شود.و این به من این نکته را یادآوری می کند که دنیایم را وسعت دهم تا به همان میزان مسیر رشد او نیز وسعت یابد.
روزهایی دقت می کنم که چقدر ناتوان در پاسخ به مسائل بیماری او می شوم و کاری از دستم برنمی آید و به خود نهیب می زنم که چرا جایی احساس خدایی می کنی و این آموزش فروتنی به من می دهد.
روزهایی که می بینم چگونه فارغ از هیچ دغدغه از یک بالا و پایین پریدن ساده چقدر لذت می برد. یادم می افتد که چقدر زندگی پیچیده ای دارم. فکر می کنم که لذت بردن برای من چقدر پیش نیاز و پیش فرض دارد. و یاد می گیرم که برای لذت بردن نیازی به این همه پیچیدگی نیست.
روزهایی سعی می کنم از زاویه نگاه او به دنیا نگاه کنم به بازی کردن او، به غذاخوردن او و با نگاه او، به برخورد متفاوت او با یک گربه، به نگاه متفاوت او به یک گل، نگاه او به زمین و.... همه این ها به من یادآوری می کند که اسیر یک تکرار در زندگی شده ام و هر روز می شود یک بار دیگر که صبح از خواب بلند میشوم همه چیز را که در ذهنم از اشیاء و آدم ها دارم کنار بگذارم و مجدد به آن نگاه کنم .
این ماجرا برای من ادامه دار است.
این ها را گفتم که بگویم نظر من این است که فرزند برای من معنی خودشناسی می دهد به همین خاطر دوست دارم بچه ای در زندگی من باشد.
ولی در زندگی من باشد نه این که مال من باشد که روزی که او قرار شود مایملک من شود فاجعه رخ خواهد داد.

شما هم مطمئنا دلایلی برای بچه دار شدن و بچه دار نشدن دارید می توانید اینجا گفتگویی راه بیاندازیم که چقدر با این دیدگاه مخالف یا موافید یا چه موضوعی را به این موضوعات اضافه می کنید .